اطلاعات درباره دانشمندان ایران و جهان
ابوعلی سینا

ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است. او اقلیدس را ترجمه كرد. رصدهای نجومی را به عمل درآورد و اسبابی نظیر ورنیه كنونی ابداع نمود. در زمینه حركت، نیرو، فضای بی هوا (خلا) ، نور ، حرارت و چگالی تحقیقات ابتكاری داشت. رساله وی درباره كانی ها یا مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود. جرج سارتن می گوید : تمدن اسلامی نتیجه پیوند جوانه نیرومند عرب بر روی درخت تناور تمدن ایرانی بود و راز نیرومندی عجیب و تحول ملكات و فضایل آن در همین مطلب نهفته است . بی شك ابوعلی سینا ثمره ای ارزنده از این درخت تناور و جلوه ای بارز از نقش ایرانیان در اعتلای تمدن اسلامی است . وی نه تنها اعتباری برای تمدن ایرانی و اسلامی ، بلكه چهره ای تابناك در تاریخ تمدن جهان به شمار می رود . به دلیل احاطه ابن سینا بر دانشهای مختلف و تاثیر وی در متفكران و دانشمندان پس از خود - كه حیطه آن به جز قلمرو اسلام ،‌ اروپا را نیز در بر گرفته بود - ‌از او در غرب به عنوان نامدارترین دانشمند اسلامی یاد می شود . اینك در میان دانشمندان اسلامی ، كسانی كه ممكن است در اروپا با ابن سینا رقابت كنند ، می توان از الكندی و ‌محمدبن زكریای رازی نام برد . اما الكندی تنها حكیم و زكریای رازی پزشك بوده است و هیچ یك مانند ابن سینا در زمینه های مختلف صاحب نام نبوده اند . شیخ الرئیس ، ابوعلی سینا ، حسین بن عبدالله حسن بن علی بن سینا ، ‌معروف به ابن سینا در سال ۳۷۰ هجری قمری در دهی به نام خورمیثن در نزدیكی بخارا چشم به جهان گشود . شركت در جلسات بحث اسماعیلیان از دوران كودكی ، به واسطه پدر – كه از پیروان آنها بود – بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وی در فراگیری علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصیه یكی از استادان وی ، ‌بوعلی را به جز تعلیم و دانش اندوزی به كار دیگری مشغول نكند . و چنین شد كه وی به دلیل نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت . تا آنجا كه پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( حكومت از ۳۶۶ تا ۳۸۷ هجری قمری ) به علت بیماری ، وی را به نزد خود خواند و ابن سینا از این راه به كتابخانه عظیم دربار سامانی دست یافت . وی در شرح حالی كه خود نگاشته است درباره منابع آن كتابخانه خود می گوید : هر چه از آنها را كه بدان نیاز داشتم خواستم و كتاب هایی یافتم كه نام آنها به بسیاری از مردم نرسیده بود و من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم . پس این كتاب ها را خواندم و از آنها سود برداشتم و اندازه هر مردی را در دانش دریافتم و چون به سن هجده سالگی رسیدم ، از همه این دانش ها فارغ آمدم . به این ترتیب وی در علوم مختلف از جمله حكمت ،‌ منطق و‌ ریاضیات – كه خود شامل عدد ،‌ هندسه ،‌ نجوم و موسیقی است – تسلط یافت . وی با وجود پرداختن به كار سیاست در دربار منصور ، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشكلات ناشی از كشمكش امرا – كه سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملك ، حاكم همدان ، را به دنبال داشت – بیش از صدها جلد كتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته كه هر یك با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است . وقتی در دربار امیر بود و آسایش كافی داشت و دسترسی اش به كتب میسر بود ،‌ به نوشتن كتاب قانون در پزشكی ، یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود كتاب شفا مشغول می شد . اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های كوچك می نگاشت . در زندان به نظم اشعار می پرداخت و یا تاملات دینی را با اسلوبی كه خالی از جمال نباشد مقید می نمود . از میان تالیفات ابن سینا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در پزشكی شهرتی جهانی یافته است . كتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه ، یعنی منطق ، ریاضی ، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است . منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یكی از معتبرترین كتب منطق اسلامی مطرح است و طبیعیات و الاهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . كتاب قانون نیز – كه تا قرن ها از مهمترین كتب پزشكی به شمار می رفت – شامل مطالبی درباره قوانین كلی طب ، داروهای تركیبی و غیر تركیبی و امراض مختلف می باشد . این كتاب در قرن دوازدهم میلادی همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهای لاتین ترجمه شد و تا امروز به زبان های انگلیسی ، فرنسه و آلمانی نیز برگردانده شده است . قانون – كه مجموعه مدونی از كل دانش طبی باستانی و اسلامی است – به عنوان متن درسی پزشكی در دانشگاه های اروپایی مورد استفاده قرار می گرفت و تا سال ۱۶۵۰ میلادی در كنار آثار جالینوس و موندینو در دانشگاه های لوون و مون پلیه تدریس می شد . ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است . او اقلیدس را ترجمه كرد . رصدهای نجومی را به عمل درآورد و اسبابی نظیر ورنیه كنونی ابداع نمود . در زمینه حركت ، نیرو ، فضای بی هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت و چگالی تحقیقات ابتكاری داشت . رساله وی درباره كانی ها یا مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود . درباره این رساله فیگینه در كتاب دانشمندان قرون وسطی چنین آورده است : ابن سینا رساله ای دارد كه اسم لاتین آن چنین است : De Conglutineation Lagibum . در این رساله فصلی است به نام اصل كوه ها كه بسیار جالب توجه است . در آنجا ابن سینا می گوید : ممكن است كوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . یكی برآمدن قشر زمین . چنان كه در زمین لرزه های سخت واقع می شود و دیگر جریان آب كه برای یافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عین حال سبب برجستگی زمین می شود . زیرا بعضی از زمین ها نرم هستند و بعضی سخت . آب و باد قسمتی را می برند و قسمتی را باقی می گذارند . این است علت برخی از برجستگی های زمین . ابن سینا به واسطه عقل منطقی و نظام یافته اش – كه حتی در طب نیز تلاش داشت مداوا را تا سرحد امكان تابع قواعد ریاضی سازد – تسلط بر فلسفه را كمال برای یك دانشمند می دانست . وی برای آگاهی از اندیشه های ارسطو و درك دقیق آن ،‌ آن گونه كه خود در شرح احوالش نوشته است ، ۴۰ بار كتاب مابعدالطبیعه را خواند و در نهایت با استفاده از شرحی كه ابونصر فارابی درباره آن كتاب نوشته بود ، به معانی آن راه یافت . بوعلی در دوران عمر خود از لحاظ عقاید فلسفی دو دوره مهم را طی كرد . اول دوره ای كه پیرو فلسفه مشاء و شارح عقاید و معارف ارسطو بود و دوم دوره ای كه از آن عقاید عدول كرد و به قول خودش طرفدار حكت مشرقین و پیرو مكتب اشراق شد . وی به پشتوانه تلاش یك صد ساله ای كه پیش از او از سوی كسانی همچون الكندی و فارابی برای شكل گیری فلسفه اسلامی صورت گرفته بود ، موفق شد نظام فلسفی منسجمی را ارائه دهد . با توجه به این كه پیش از او مقدمات این كار فراهم شده بود ، كار و وظیفه ابن سینا این بود كه مشكلات و پیچیدگی ها را كشف و حل كند و آنها را به نحوی مظبوط و موجز شرح نماید . فروع جزئی را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بیاورد. او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بین مفاهیم كلی مثل انسان ،‌ فضیلت و جزئیات حقیقی به یكی از پرسشهای علمای قرون وسطی – كه مدت های طولانی ذهن آنها را به خود مشغول كرده بود - پاسخ داد . تاثیر آرای فلسفی ابن سینا ، ‌همچون آموزه های طبی او ، ‌به جز در قلمرو اسلامی ، ‌در اروپا نیز امری قطعی است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلمانی فرقه دومینیكی (۱۲۰۰ تا ۱۲۸۰ میلادی ) ‌نخستین كسی بود كه در غرب تفسیر و شرح جامعی بر فلسفه ارسطو نوشت . به همین دلیل اغلب او را پایه گذار اصلی ارسطوگرایی مسیحی می دانند . وی كه جهان مسیحیت را با سنت ارسطویی الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سینا متكی بود . همچنین فلسفه ما بعد الطبیعه ابن سینا ، ‌خلاصه مطالبی است كه متفكران لاتینی دو قرن بعد از او بدان رسیدند و توانستند ابوعلی سینا در سال ۴۲۸ هجری قمری ، زمانی كه تنها ۵۸ سال داشت ،‌ در حالی رخت از جهان بربست كه مذاهب مختلف فلسفی را در فلسفه مدرسی هماهنگ كنند . با ادای دین خود به دانش بشری ، نامی به صلابت تمدن ایرانی از خود به جای گذاشت .

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦ - میلاد شیرالی